با تو از پنجره ای حرف می زنم
که دلش به وسعت تنهاییه
گریه کرده شب تو قاب کهنه اش
اون اسیره ، اون اسیر غربت تنهاییه
روی دیوار اتاقم پر گرده
جای خالی دلمو دیوونه کرده
مثل یک تابلوی خوب نقاشی
عکس تو هنوز توی اتاقمه
پیرهن سیاه بپوش که بعد از این
غم مردن بی تو در سراغمه
روی دیوار اتاقم پر گرده
جای خالی دلمو دیوونه کرده
وقتی رو درختها بارون می گیره
خاطرت پیش چشام جون می گیره
گلای پره دیگه رنگ ندارن
لبای من جز غم آهنگ ندارن
وقتی از همهمه کوچه خالیه
شبم و من با کی قسمت بکنم
تو بی من تنها و من بی تو غریب
با کدوم ستاره صحبت بکنم
روی دیوار اتاقم پر گرده
جای خالی دلمو دیوونه کرده
+ آتش گرفته در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 22:28  توسط نگار
|



