تبليغاتX


ققنوس سوخته ققنوس سوخته - از شخص تا شخصیت

کسی که سوختن حیات اوست...

 

دور بودی ... دور ... دور و دست نایافتنی ! و من شخصیتت را دوست داشتم !

نزدیک که شدی دیگر شخصیت نبودی ! شخص شدی ! و من از این شخص بیزار بودم !

دورت کردم تا باز شخصیت پیدا کنی اما ...

دیگر آن شخصیت در این شخص محو شده بود !

و تو دیگر نبودی ...

و اینک ...

آن شخصیت دوست داشتنی را در خود حلول یافته می بینم !

ای اشخاص ... بروید ... من با شخصیتها آرام گرفته ام !

برگرفته از : کتاب نانوشته

 

+ آتش گرفته در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:38  توسط نگار   | 

 RSS 

هادي پشتيباني