سلام زیبا ...
امروز داشتم به جدال چشم و زبان می اندیشیدم ... جدال خونینی که در آن حرف چشم و زبان یکی نیست ! آن هنگام است که دل پشت چشم سنگر می گیرد و ...
جدال غمناکی است نازنین وقتی بازنده این نبرد دل و چشم باشند ... دل و چشمی که به خون می نشینند و زبانی که پیروزمندانه ... صحنه اسفباری است ...
امروز داشتم به قدرت می اندیشیدم ! شاید بزرگترین خصوصیتی است که آن را عاشقانه دوست دارم ... قدرت ... اما نه قدرتی که از روی نیاز باشد . عزیزی می گفت نیاز بزرگترین ایمانها را هم سست می کند . پادشاهی که از روی قدرت پادشاهی کند با سلطانی که پادشاهی برایش به نیازی بدل شده باشد ... چقدر تفاوت دارند ...
کاش می توانستم منظورم آنگونه که حس می کنم به زبان آرم !
می گویند قدرت طلبی یک نیاز فطری هر انسان است . آیا با نیاز، حتا نیاز به قدرت، می توان قدرتمند بود ؟ نه نازنین ... نه !
قدرتمند آن است که حتا نیاز قدرت طلبی را در خود کشته باشد ...
این است قدرتی که من عاشقانه دوست دارم !
وقتی آنقدر قدرتمند باشی که کارهایت ، رفتارت ، عقایدت ، حتا گاهی پرستشت از نیاز نباشد ! اگر دلیل کارهایت به جای نیاز عشق باشد ، پرستشت نه نیازمندانه که عاشقانه باشد چقدر قدرتمندی !
به اینجا که می رسی به جای آنکه زبان نیازت را بیان کند چشم قدرتت را فریاد خواهد زد ...
وقتی قدرتمند باشی در جدال چشم و زبانت ، این چشم نیست که به خون می نشیند . چشم آینه دل است و دلی که قدرتمند باشد در هر مصافی پیروز است ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دلم برای یه سری از آدمها خیلی می سوزه ! اونهایی که زیاد ابراز وجود می کنند !!! می دونی از نظرم ابراز وجود زیاد دقیقا به معنی وجود داشتن کمرنگ و گاها محوه ! یعنی وجود نداره اما نیاز داره وجود داشته باشه !
کسی که وجود داشتن در اون به نیاز بدل نشده ناخداگاه وجودش حقیقی تر می شه !
کاش منظورم رو درست گفته باشم ...



